ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

دروغ، تلویزیون را روشن می کند
اخبار صبحگاهی :
«در همه جای دنیا،حال همه بد است
هی ما خوبیم...هی بهتر می شویم...»

تاریکی، چراغ ها را روشن می کند
سکوت، آواز می خواند

رفتن، آمده است
خوابت را بیدار کن...


برای بهمن حیدرزاده
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ فروردین ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

برنده تو بودی
که غمها را دود کردی و
زندگی را دور

دستانت خالی نبود اما
مرگ را رو کردی
که بهترین برگ بود...


 
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

پنجره را باز می کنی
و بهار
آغاز می شود

دوستت دارم را
در هوای تو حبس می کنم
و پنجره را
قفل می زنم...


 
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

آمدی
و دلهره داشت دیدن

برای کسی
که زیبایی تو را نمی شناخت

خوب که شناختمت
اضافه ی چشمهایت را گذاشتی و
رفتی

دیدن نداشت دلهره...


 
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بر لب بیاید
یا از دل
دوستت دارم را
چگونه می خواهی؟

از دل برود
یا از لب
نامم را چگونه می خواستی؟


 
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

محکم تر از قول های شماست
باد،
که احکام کاغذی را جابجا می کند...

تا به جایی روم که تحمل رنجهاش
صبوری نخواهد
و چوپان های بی دلیلش
چراگاه را به جای راه قالب نکنند.

محکم تر از قول های شما بود
باد،
که بر مسیر پاییز می وزید...


 
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

تو را  که کاشتیم و
داشتیم و
برداشتند...


چگونه سبز شدی؟
دوباره بر سر راهی که بر نخواهد گشت...


عکس
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

لبخند می زند
ساعتی که از من بود
لبهایی که از من بود
کفش هایی که از من بود
راهی که با هم رفتیم
لبخندی که دوستش می داشتم
و روزگاری که
خرابش کردیم...


 
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

اشتباه نکن حاکم ورق های بر نخورده!
دست خالی را که رو نمی کنند!
این وقتها
بازی را به هم میزنند
تا تو برنده اش نباشی...


 
ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

همراه بغض خسته ی من می شد
بی واژه، بی کلام، سخن می گفت

امشب خدا بزرگ تر از هر شب
بر روی پشت بام
سخن می گفت...


← صفحه بعد